ادامه مطلب...
Tue 26 Jan 2010
باز دوباره تنهائی و شب و سکوتت میخوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه برای آخرین بار, منو بخدا بسپار تن خسته ,دل تنها, نداره دیگه همدمی تو دنیا زیر بارون چشات, شدم عاشق نگات حرفائی موند تو سینه, که قلبمو سوزونده * * *

باز دوباره یاد تو و غم نبودت
باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی رفتی
و این بغضو توی صدام گذاشتی
میخوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه


بعده تو پرسه میزنم شبای سرد و خسته رو,
تو رفتی و من وامیستم پشت سرت گفتم نرو


جز با صدای تو آروم نمی گیرم
آهسته و تنها غرق تو می میرم
رفتی و دلبریدی ساده از من و اونهمه بی تابی
انگار نه انگار می گفتی با من می مونی تا صبح مهتابی


وقتیکه بارون می زنه, خاطره ی عشق منه
تنگه غروب آسمون, لحظه ی تلخ رفتنه
چشمای تو بارونیه, اشکای من پنهونیه
دستای ما از هم جدا, غم تو دلم مهمونیه
شبای عشق و عاشقی, شب بخاطر موندنی
حرف قشنگ اون شبا, تو عشق اول منی
گذشته های عشق ما, هر روز و شب بیادمه
تو خلوت فاصله ها, سکوت تو فریادمه
بیادته اون شب دلت, شکسته بود و بی پناه
نشسته بودیم من وتو, به زیر چتر نور ماه
بیادمه اون شب چشات, مثل گل بارون زده
به چشم من زل زدو گفت, تو قلبتو به من بده
تو قصه هات پر از غمه, روز خوشت خیلی کمه
حتی نباشی نازنین, دوست دارم یه عالمه
شبای عشق و عاشقی, شب بخاطر موندنی
حرف قشنگ اون شبا, تو عشق اول منی
گذشته های عشق ما, هر روز و شب بیادمه
تو خلوت فاصله ها, سکوت تو فریادمه
وقتیکه بارون می زنه, خاطره ی عشق منه
تنگه غروب آسمون, لحظه ی تلخ رفتنه
چشمای تو بارونیه, اشکای من پنهونیه
دستای ما از هم جدا, غم تو دلم مهمونیه



خاطره های دیروز بگید خدا نگهدار
روزای با تو بودن, از چشمای تو خوندن
همش دیگه تمومه زندگی من و تو حرومه
آرزوهام, پر کشیدن, نمونده دیگه راهی برای ما
قدم قدم تو شبا, میون آسمونا
وقتی کنار چشات, غصه هاتو سوزوندم
خورشید شدم تو شبها, تنهائی از تو خوندم


گفتی پری از کینه, یکی به من رسونده
عاشقتم هنوزم ,نمی کنم تلافی
برای اشتباهت ,قهرمن و تو کافی
* * *
شنیدم دوسم نداری,پشت هم هی بد بیاری
تو شدی ازم فراری, خیلی وقته منو تنها می زاری
سر هر قول و قراری, بهونه برام می آری
آخر چشم انتظاری ,خیلی سخته بگی حرفی نداری
تو بی من, من بی تو, روزا به کندی میگذره
چی میشه, که پیشه کسی باشی عاشقتره
یک نگاه, شد گناه, این اشتباه آخره
قصمون, بسر رسید با یه دنیا خاطره
حالا تنهای تنهام, توی این دنیا
من که موندم پای تو
ولی تو رفتی چرا چرا چرا


دیدی اگه سیاه بشی, سپیدی خوب پیدا میشه
توهم سیاه منم سپید, عشقا خاکستری میشه
دیدی واسه نرفتنت, زندونی کردم چشماتو
برات شدم اسیر تن, تو قاب دل پشت شیشه
دیدی که سهم دل من, از عاشقی ندیدنه
ندیدنی که عادتت, عادت می مونه همیشه
دیدی اگه پیشم نیای, دنیا رو ویرون می کنم
ویرونی معنا نداره, وقتی تو هستی همیشه
دیدی سکوت گریه هات, مرهم زخمای منه
زمزمه های بی صدات, دلیل زنده بودنه
دیدی که غربت نگات, برای من مقدسه
فاصله ی اشکای تو, تا بغض من یکنفسه
دیدی ازم خسته شدی, بس که نوشتم واسه تو
از خیلی وقتا پیش می گی, عشقا گدائی نمیشه
هرچی دیدی دیگه بسه, یک کمی هم ما رو ببین
شاید دلت مثل چشات, به موندنم راضی بشه
دیدی سکوت گریه هات, مرهم زخمای منه
زمزمه های بی صدات, دلیل زنده بودنه
دیدی که غربت نگات, برای من مقدسه
فاصله ی اشکای تو, تا بغض من یکنفسه

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 22:5 ÊæÓØ مژگان |
Thu 17 Dec 2009
السلام علیک بااباعبدالله الحسین یا حسین چه شمعیه ه طفلکی زخم تاول یا ابوفاضل تو مدینه مهمون فاطمه ای شاید امشب رفتی به شهر دمشق تو بگو امشبو آقا کجا رفتی؟



بوی محرمش میاد
خیمه و پرچمش میاد
فرشته ازتو آسمون
برای ماتمش میاد
رقیه دخترش میاد
صدای مادرش میاد
تشنگی بالبش میاد
حسین با زینبش میاد
شاهزاده ای جوون میاد
عباس پهلوون میاد
یه طفل زیبایی میاد
صدای لالایی میاد
مسافرای کربلا
دارن میرن به مهمونی
دلو بزن به قافله
اگه میخوای جانمونی نمونی نمونی
بعد چراغو پرچمو
اسبابای محرمو
بگیر رو دوشت علمو
دیوونه کن یه عالمو
توی سف زنجیر زنا
آقاتماشات میکنه
اگه یه دست عاشقی
وصله به دریات میکنه
آقا تماشات میکنه
کنار هر سقاخونه
به تشنه ها آب بنوشون
بچه های کوچولورو 
لباس سقا بپوشون
به تشنه ها آب بنوشون
بوی محرمش میاد
خیمه و پرچمش میاد
فرشته ازتو آسمون
برای ماتمش میاد
رقیه دخترش میاد
صدای مادرش میاد
تشنگی بالبش میاد
حسین بازینبش میاد
شاهزاده ای جوون میاد
عباس پهلوون میاد
یه طفل زیبایی میاد
صدای لالایی میاد




نه اشکات و نگه دار
واسه غروب فردات
یکی به صورت گل
سیلی می کوبه فرداااا
فردا شغال پیر و
روو دوششون میارن
اون قامت رشید و
کشون کشون میارن
نه اشکات و نگه دار
باز مستر گناههه
مهمون سرای بی آب
باز قتله گاه ماهه
نه،جانشین ابلیس
مهمون نوازی نیست
آهای خلیفه ی کفر
این حقه بازیت لین نیست
این حقه بازیت این نیست
که جانها
همه پروانه ی او 
همه پروانه ی او
می شوزونه پاهاشو
ولی بازم روو پاهاش 
می خوابوونه باباشو
واسش لالایی میگه
برای آخرین بار
باباش و سر بریدند
بابا خدا نگه دار
خدا نگه دار
نه اشکات و نگه دار
باز مستر گناههه
مهمون سرای بی آب
باز قتله گاه ماهه
نه اشکات و نگه دار
واسه غروب فردات
یکی به صورت گل
سیلی می کوبه فرداااا 






یا که امشب زایر الغمه ای
یا نشستی کنار قبر حسین
اونجا گرم نوحه و زمزمه ایی
به زیارت زینب بانوی عشق
تو که امشب تو اون حرم رفتی
به عیادت رقیه هم رفتی
به نجف یا به سامرا رفتی؟
یا که رفتی به روضه ای غمگین
تو بقیع با صدای ام البنین
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ ÓÇÚÊ 22:32 ÊæÓØ مژگان

